جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2087

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

تخيل را در خدمت رسالت انسانى خود كه با رسالت عقل و عاطفه و وجدان همراه است ، قرار داد . در مبحث « بلاغت امام » دربارهء نيروى تخيّل سرشار فرزند ابوطالب ، به اندازهء كافى سخن گفته‌ايم . اگر خواسته باشيد ، دربارهء امتيازات تخيّل خلاق و نيرومند او ، آگاهيهاى بيشترى بدست آوريد ، به مبحث « حدود عقل و عاطفه » رجوع كنيد . در آنجا نظر و شواهد خود را آورده‌ايم . به جهت اخلاقى ، عرب ميل شديدى به آزادى دارد . اين ميل هيچ‌گاه از ميان نمىرود ، و تابع هيچ شرايطى قرار نمىگيرد . بسيار اتفاق افتاده كه يك عرب در راه آزادى با يك قوم ، جنگيده و بسيار پيش آمده كه فردى به خاطر آزادى ، از معاشرت با قبيله خود يا اطاعت از يك پادشاه يا پذيرفتن نصيحت ديگران خوددارى ورزيده است . چنان كه طرفه بن عبد بكرى چنين كرد . گاهى قبيله‌اى رئيس يا پادشاه خود را مىكشت ، به خاطر اينكه احساس مىكرد كه وى مىخواهد بخش ناچيزى از آزاديهايش را سلب كند . چنان كه بنىاسد ، حجر كندى ، پدر امرءالقيس را به قتل رسانيدند . همين آزاديخواهى سرسختانه‌بودكه عرب‌را در عصر جاهلى درگير جنگهاى طولانى مىكرد و در عهد اسلام ، آنها را به مخالفت و دشمنى با يكديگر وامىداشت . بسيارى از نويسندگان معتقدند كه حتى بعد از آن كه اسلام در ميان قبايل ، وحدت برقرار نمود و سعى كرد كه تعصبهاى خشك را از بين ببرد ، آنان از اين لحاظ چندان تفاوتى پيدا نكردند . احمد امين مىگويد : « عربها ، از رئيس يا حاكمى اطاعت نمىكردند . زندگى آنها در جاهليت و اسلام ، زنجيره‌اى از جنگهاى داخلى بود . » به نظر او عصر